خط آزاد » شعر » سما اوریاد: یورش

در کمین‌اند
آمدند
و دیر می‌روند
در چشمان‌شان آینه‌های شکسته پیدا است
منعکس می‌کنند
خواب‌های‌مان را 
می‌گیرند      مدام     رد خواب‌های‌مان را
(رد خواب‌های‌مان را نگرفتیم
رد بیداری‌مان را نگرفتیم
رد ردهای‌مان را رد کردیم)

در کمین‌اند در لانه‌های خود
در بوته‌زارهای سفیدشان چون شهری معلق 
تکثیر می‌کنند موجوداتی را با اندام‌های کاغذی و عمود بر هم
می‌رویم و برنمی‌گردیم
می‌رویم که برنگردیم


یک‌بار باید این دستِ روی یخه را باز شناخت
کَند
روی آن معرق کشید
و بعد آویخت در مکان عمومی
سال‌ها بگذرد
سال‌ها نمی‌گذرد
دیر می‌شود برای آن که یک دست در مرده‌شورخانه زنده می‌شد مدام
و باز می‌مُرد
در چشمانش آینه‌های شکسته پیدا بود
و این داستانی موروثی نیست
و این داستانی آموزنده نیست
و این داستانی تکرارنشده نیست
و این داستانی سطحی نیست
در اشتباه‌اند زاویه‌های جهان
وقتی در چشمان من‌اند
وقتی در تیررس‌ام
و دیرم شده برای تخم‌گذاریِ بزرگ در نقطه‌ی بلند شهر 
دارم سری خمیده می‌بینم
آویزانْ یک طرف
آرام‌آرام می‌آید با برقی ضعیف‌تر از لامپ‌های شهری
در چشمانش
فصل تخم‌گذاری گذشته است
گذشته است فصل تخم‌ریزی
حتی مرگِ ایده‌آل‌ام دروازه‌هایش را بست     رفت که آینه‌اش را بجود آرام گوشه‌ای
آیا ردپای من نیست که محو می‌شود
یا ردپای دیگری است که محو می‌شود
می‌رود سمتی که کمین‌ها نشسته‌اند فعال و مراقب
ردپاهای عمیق‌ام
ردپاهای بی‌تردید و عمیق‌ام

۵ اسفند ۱۳۹۱
تماس