خط آزاد » شعر » مه‏ناز یوسفی: تاریخ‌خانه

از سر، شروع کامل قلب ابو‌حرام
رشد دو گوش مهلک که با دو سوراخ می خزد
از سر، طناب تافته‌ای پستوی حافظه
رشد دو سوراخ مهلک که از دو گوش می خزد
از سر به تیغ     از صف به تیغ     از سر به صف
رشد گیاه مهلکی که از دو سوراخ گوش می خزد
وقتی که کله‌ها از قیر مملواند
وقتی که قیرها ملاته می کشند
از سر به پیچِ چندشِ خشمِ خزنده ها، آرواره ها
قنداق های کر، آشوب های گوش، تام تومی ها
لابدانه ها
سربازخانه ها
تاریک خانه ها    سربازخانه ها


مردهای یقلوی!
داسهای مهلک نِشا زدن!
روزهای سوخته   گداخته   بُراق!
عشق‌و      تفاله‌ی گندم
عشق‌و      تفاله‌ی خاک
عشق و     زبانه‌‌‌ی تنگام
سگ-ایشکالِ شام
وقتی که روده اش مرداب می چشید
یاقوت های عور    از اشپلِ طلا 
وقتی که آن دلتای قیر‌آلود از سر فرو می‌رفت
با موشهای لال،
دیواره ها را دندانه ها سمباده می کشید
طرح ِ زیتونی برج‌ها ، کاخ‌ها، آسمان‌خراش‌ها
بمب‌باران‌ها
بمب‌باران‌ها تنها بمب‌باران نریختند
دست‌ها تنها
پاها    پاشنه‌ها    دشنه‌ها    نبودند
ای جرگه های گَر
که اندوه فکرتان، قتاله های سر     زنجیرهای پاست
برادرهای شما دیگر برادرهای شما نبودند
توی کارخانه‌ها، بانک‌ها، دانشگاه‌ها
برادرهای شما
افسوس‌های شما
مغزی که می‌پُکید
ماری که می‌خزید
با انجماد جمجمه بر غرب گونه‌ها
وقتی که اژدها با شاخک کبود چمباتمه می‌زند،
لوشان سُریده است
از گرمِ حافظه     جبرانِ حافظه
از سوسوتِ باد     تا سوسوتِ باد


راه است و همچنان      مهتابِ پیش رو
مَرمَر سوارِ کوه
از تنگِ بادیه تا قعر سوریه    گیلان کشیده است
گرمِ معاشقه
خون‌بار در بیه‌پیش
مغزش نشا شد‌‌ و      پایش زمین رسید
جنگل به پا شد و
همچنان که معرکه‌ی اندام صبح
سه نهر می گذشت،
خروس    سه‌بار    سه مرد   دار کرده بود
دار کرده بود به خونخواهیِ دامؤن
دار کرده بود کوهؤن به کوهؤن
شیشلول وَگیته
پاپیچ دَبَسته*
از مشیرها، هیبت‌ها، کیا فریدون چیک‌ها
سردارها، افسوس‌ها، اژدها
وقتی که از دهانش دو سر بیرون خزیده بود
از هر سر      یک دهان و دو گوش
و از هر گوش       دو سوراخ جدا.


زمستان 93


*اشاره ایست به ترانه ی فولکلور گیلکی که در سوگ و ستایشی زنی گیلک به نام «هیبت» سروده شده‌ست. «هیبت» عاشق «صفر خان» خواهرزاده ی «حیدر‌خان فشتالی» بود و به گروه آنها که علیه اربابان زمان شورش کرده بودند پیوست و دوره‌ای را نیز در هیاهوهای جنگلهای گیلان سپری کرد.
تام تومی: سکوت
لابدان: تار عنکبوت
تنگام: تنگنا
ایشکال: نوعی ماهی لجن خوار
وَگیتن: برداشتن
دبستن: بستن
کوهؤن: کوهها
دامؤن: دشت و دمن 

۱۰ دی ۱۳۹۳
تماس