خط آزاد » شعر » نادر تکین: قلعه

یافتیم آن‌چه را می‌بایست
در ویرانه‌های به‌جامانده از آن قلعه‌ی ویران به اعماق اقیانوس          به جامانده
چنان تو گویی ارواح شهر سدوم جملگی تالار اصلی را به اشغال خود درآورده بودند
پاگردهای منتهی به طاق تالار ضیافت سربازان نیم‌تن انسان  نیم‌تن تمساح
نشان نداشت به حیات پری دریایی          مگر تصوری به نسل‌کشی وی و سایرین
ابتدا بابای دریا را درآورده بودند لابد
سپس هو کرده بودند          ها کرده بودند          رب‌النوعی را از قفس رهانیده بودند          پس مجوز اعدام دسته‌جمعی را بر خود حلال
چند نفریم          ما با شماییم ای پنهانان نشسته به حزن بابا دریا، پری دریایی و سایرین
نمی‌پرسیدمان کجا کنگره‌های مربوط به ماوقع آن روز وای بر ما بر آن روز را مشاهده نمودیم در فیس بوک؟
هم‌عصران‌مان شعر می‌خواندند          شعر‌ها را بلند می‌خاندند          چون اسماعیل          چون آلت پریشان‌هایی
چیزی شبیه به پسر خدا  را چنان تو گویی همراه بمب هسته‌ای نمایاند به جهان‌مان مشاهده‌ی آن ایوان و آن پری مرحوم
فرو نشستند گیاهان به دنبال‌شان نباتات به دنبال‌شان مابقی احشام و رام‌ها و کام‌های آدمیزادگان
دنیا رو به پایان بود انگار حتمن
منتها پولک‌های عجیبی ساحل را گسترانید بر ساحل نشین‌های وحشی به طبع ذات وحشی‌خوی ساحل‌نشینان
جنگ‌ستیزی ما را به جنگی علیه جنگ‌طلبان ساحل‌نشین کشانده بود
چاره‌ای نداشتیم جز آن‌که مشاهده خواهید نمود احیانن در فیس بوک          بکشیم          کشته شویم
جنگ را تقدیم کردیم به عده‌ای
رو برگرداندیم ایستگاهی یافتیم چنین که وای بر شماها
کجایید ای پنهانان به خدانشسته          بی‌خایگان ابدی
نوری که شب‌هنگام بر سرزمین‌های زیرین‌تان می‌تابید چیزی نبود الا پروژکتورهای دماغه‌های کشتی‌های  قاچاق انسان
راهنما قلب‌هایتان بود          کشتید          گشتید مستراحی برای التیام نگرانی‌های‌تان ترس‌تان کون گشادی‌تان
پری زنده است قیام کنید
سایرین زنده اند قیام کنید
جلبگ‌ها را کناری بزنید
خیالی‌اند دشمنان جان‌سخت
ما چند نفر ترانه‌خان شماییم          چند عکس دسته‌جمعی می‌گیریم و بر می‌گردیم

۲۰ خرداد ۱۳۹۰
تماس