خط آزاد » شعر » عرفانه جوادپور:

از دهانه‌ی منقبض‌ات
موش پیر دیگری را آزاد می‌کنم
تو زهرآلود هستی
تو ساغر مسموم منی و من تا به حال صدها موش را از دهانه‌ی جوهرنمکی‌ات پرورش داده ام
رئیس پول‌های جعلی را می‌ریزد توی وان و آتش می‌زند
- این از استخوان پای من و شرافت توست
این دروغ جوشیده و کف‌کرده و از لبه سرریزشده من را می‌پوشاند
زنش سکه‌ی طلا را می‌گذارد لای دندان‌هاش و می‌خندد و رییس با سیاه قلم طراحی می‌کند
رییس آخر در چنین وضعیتی کشته می‌شد، یک‌بار هنگام کار با سیاه قلم یک چشم‌اش منفجر شد و در سوراخ خونی صورت‌اش درختی رویید که شکوفه‌های صورتی تمام شاخه‌های نازک‌اش را پوشانده بود و آن‌وقت شما خیال می‌کنید ما چه کار کردیم؟ ما دکتر را از هند آوردیم تا او را معالجه کند و او این کار را با دو عمل جراحی نسبتن ساده انجام داد
آن سال‌ها ما کشتی را به آن سو می‌راندیم که در دو دندانه فرو می‌رفت و در دو دندانه سرش را به زحمت می‌جنباند ولی پنجه‌ها و چشم‌هایش فرو رفته اند و رییس دست از کار با سیاه قلم نمی‌کشید
آنگاه خود را از شاخه‌ی هوشیار نهال حلق آویز کردم.این از استخوان پای من و شرافت توست.این دروغ جوشیده و کف‌کرده از لبه سر ریز شده.
باد صبح‌گاه تابم می‌دهد.
زن رییس دست‌اش را در کاسه‌ای از خون گوسفند می‌کند و می‌مکد
می‌خندد و گلوله‌ای را لای دندان‌های جلویی‌اش گرفته است.
سرش را به زحمت می‌جنباند ولی پنجه‌ها و چشم‌هاش فرو رفته اند.
ناگهان قلب رییس ترکید و از توی قلب‌اش خون گوسفند روی سفره پاشیده شد.
آن‌وقت نوبت شراب بود در ملاقه‌های بزرگ فلزی.

۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۰
تماس