خط آزاد » شعر, شعر » سوده‌ نگین‌تاج: چیزی نیست

وارونه بایستد
با قرار قبلی بایستد
فوق‌العاده، شبیه‌ یک بالرین روی نوک پا بایستد روبه‌رویت
عادی، شبیه فلاکت خیلی عادی بایستد روبه‌رویت
له شدن انگشت چند هزارکارگر لای چرخ دنده‌های صنعت بایستد روبه‌رویت
خفقان بایستد روبه‌رویت
تاب دادن دست و پای زنی برای پرتاب کردن هر شب‌اش توی تخت آسایشگاه بایستد روبه‌رویت
لای ملافه، شکلات‌پیچ با دهان خونی وسط مرده‌شورها وساندیس و کافور بایستد روبه‌رویت
بن لادن با کله‌ی سوراخ توی‌ اتاق خواب شش‌نفره بایستد روبه‌رویت
آمار کشته‌های خاورمیانه بایستد روبه‌رویت
خورشید با تنبان جدیدش بایستد روبه‌رویت
حساب خالی‌ات توی مانیتورعابر بانک بایستد روبه‌رویت
سه هزار تصویر تخمی از تراس خانه‌های استجاری قبلی‌ات بایستد روبه‌رویت
همه‌ی صاحب‌خانه‌های شهر بایستد روبه‌رویت
مشاوراملاک‌های معالی‌آباد/ارم/اطلسی/زرهی/حتا فلکه فرودگاه بایستد روبه‌رویت
شیراز بایستد روبه‌رویت
میس‌کال‌های همه‌ی گوشت‌خوارها/ گیاه‌خوارها/ آدم‌خوارها/ فرشته‌ها/ پرنده‌ها/ خزنده‌ها/ درنده‌ها/ جهنده‌ها/ عکس‌ها/ ظرف‌ها/ لباس‌ها
حتا شاهزاده‌ی انگلستان بایستد روبه‌رویت
لرزش صدای نارس پشت خط تلفن بایستد روبه‌رویت
مدارک جعلی‌ات  
شعرهای جعلی‌ات
آن‌های جعلی‌ات 
این‌های جعلی‌ات بایستد روبه‌رویت
مهاجرت‌های بیهوده‌ات بایستد روبه‌رویت
کافه ژاندارک و سیگار کشیدن تند تند آخرین دوست‌ات بایستد روبه‌رویت
نمودارهای ریاضی پیمان در هر بار سقوط‌ات بایستد روبه‌رویت
کارهای نصف و نیمه رها شده‌ات بایستد روبه‌رویت
زلزله‌های خفیف توی شقیقه‌ات بایستد روبه‌رویت
اشیای باقی‌مانده‌ی آخرین دست‌مزدت بایستد روبه‌رویت
حالت‌های روحی از دست رفته‌ات بایستد روبه‌رویت
چشم رنگی‌ها ی مجتمع سلطانیه دسته جمعی که کرده اند توی دوست‌های خانوادگی شان بایستد روبه‌رویت
همه‌ی عشق‌های صدرا شکوفه به دست و موفق بایستد روبه‌رویت
آهنگ پیشوازِ ایرانسل بایستد روبه‌رویت
سرعت اینترنت شبیه اسبِ پیرِ برس خورده بایستد روبه‌رویت
شرت شارلاتان‌های دریاچه بایستد روبه‌رویت
بچه‌ریقو‌های عشقِ مولف  عشقِ بازیگری  عشقِ قناری بایستد روبه‌رویت
آسمان رازگونِ قهوه ای
پله‌های متعفن تمام ارگان‌های دولتی بایستد روبه‌رویت
حتا کمدیِ دوستی
دوستی با سه فانوس روی کله‌اش و سه شاخِ بز توی چشمش
دوستی که از حلقه‌ای می پرد توی بغل‌ات غژغژکنان
از بغل‌ات می‌پرد توی فیس‌بوک غژغژکنان
از فیس‌بوک می‌پرد توی حلقه‌ی بعدی غژغژکنان
از حلقه‌ی بعدی می‌پرد توی بغل‌ات غژغژکنان
با شکوه، چاک‌خورده، وقیح
غژغژکنان و دورانی
تکرار دوستی بایستد روبه‌رویت
لحظه‌های نابِ گه گیجه گرفتن بایستد روبه‌رویت
فاشیستِ گنده‌گوز
فرمانروایِ گنده‌گوز
رئیسِ گنده‌گوز
روشنفکرِ گنده‌گوز
شهروندِ گنده‌گوز
دکترِ گنده‌گوز بایستد روبه‌رویت
علائم جدید بیماری درمان شده و هزینه‌های بدون یارانه‌اش بایستد روبه‌رویت
شل شدن عضلات عقربه‌ها بایستد روبه‌رویت
هنرِ به گا رفته، ذهنِ به گا رفته، رویایِ به گا رفته، حرکتِ به گا رفته، وطنِ به گا رفته، زبانِ به گا رفته، شعرِ به گا رفته، شکمِ به گا رفته، بدنِ به گا رفته، نسلِ به گا رفته بایستد روبه‌رویت
خودت بایستی روبه‌رویت
قی کنی بین دو انگشت
دو شاخ گوزن
دو دندان
دو ران
دو پستان
دو شهاب‌سنگ که خوابیده‌اند روی ابر
فواره بزنی روی ستاره‌ها و لاشه‌ها
روی نشانه‌های مضطرب
فواره بزنی روی چیزهای آن‌چنانی
دگردیسی‌های آن‌چنانی
زندگی نامه‌های آن‌چنانی
سخنرانی‌های آن‌چنانی
فقدان‌های آن‌چنانی
تروماهای آن‌چنانی
سانسور‌های آن‌چنانی
سوتین‌های آن‌چنانی
در خود فرو رفته‌های آن‌چنانی
سقوط‌های آن‌چنانی
ترس‌های آن‌چنانی
قوانین آن‌چنانی
جنجال‌های آن‌چنانی
لباس پلنگی‌های آن‌چنانی
حقیقت‌های آن‌چنانی
خایه‌مال‌های آن‌چنانی
مدل موهای آن‌چنانی
گورهای آن‌چنانی
درد‌های آن‌چنانی
دست‌نخورده‌های آن‌چنانی
رد پاهای آن‌چنانی
زمستان‌های آن‌چنانی
صنوبر‌های آن‌چنانی
درخت‌های آن‌چنانی
غروب‌های آن‌چنانی
مرگ‌های آن‌چنانی
چیزهای آن‌چنانی
چیزهای آن‌چنانی
چیزهای آن‌چنانی
چیزهای آن‌چنانی
جهان استعاره‌های آن‌چنانی ست  می ایستد روبه‌رویت
عکس‌های گمشده استعاره‌هاست
همین است
خنده است
با بال‌های سوراخ‌شده‌ی ظریف آویزان به دم‌اش
چیزی نیست   ایستاده روبه‌رویم

۲۰ آبان ۱۳۹۰
تماس