خط آزاد » شعر » حسین ایمانیان:برگشت


می‌شود برگشت
می‌شود ستاره‌ها را یکی‌یکی لگد کرد و گشت
می‌توان برعکسِ عمودهایی که نصفت می‌کنند
می‌شود برعکسْ همه‌ي آسفالت‌های زیرِ لگدهایت را عقب‌عقب گشت
فیلم را عقب برگشت
دوباره یکی‌یکی بوسیدت وُ از نو هی به خیره‌هات خندید
دوباره از شیبِ سینه‌هات چکید و
خوابت گرفته است
می‌توان نصف شد
نیمی پرید در آغوشت وُ به منتهای خواب، به منتهایِ خوابِ عمیقِ زمستانی‌َت دوید
نیمی ازت گذشت، برگشت در هواهایِ خالیْ ازت پر زد، پرید، نیمی ازت گذشت
می‌توان مجددن تا شد
سه تا شد
شدن به پیراهنی خیس چسبیده به سینه‌هایِ بازیگری جذاب
شدن به پستان‌هایِ ماده‌سگی گرسنه خراش می‌دهد آینه وُ آب
شدن به پنهان‌هایِ پستوهایِ تکی، شدن در اعتمادی عجیب به دقتِ تخمک‌ها در رقم زدنِ تقویم
برگشت
از اندام‌های زنانه‌ات برگشت و
به تومارهایِ درازِ آویزان از تاریخ نامه نوشت
نوشت برگشت
نوشت فقط یادی از عجیبیِ آن یک جفت، نوشت چاشنیِ از هم دریدنِ چشم‌هام، چاشنیِ دره‌هایی که رویمان برگشت
می‌توان پرت شد
افتاد
کنارت افتاد وُ

۲۷ دی ۱۳۹۱
تماس