خط آزاد » یادداشت » نخستین کنگره ی شعر ایران به روایت رضا براهنی

آن چه در پي مي آيد، بخش كوتاهي است از مقدمه اي طولاني كه رضا براهني  لازم ديده در ابتداي كتاب " ظل الله، شعر هاي زندان" بگنجاند. او در اين بخش به برگزاري نخستين كنگره ي شعر ايران در سال 1347و مواضعي كه عليه آن اتخاذ مي شود، مي پردازد. لازم به ذكر است در اين نقل قول سعي شده تا از علائم سجاوندي همان گونه كه در متن اصلي به كار گرفته شده، استفاده شود و پانوشت ها نيز به قوت خود باقي بمانند. در آينده ، در پايگاه ادبي مطرود و به طور مفصل به "ظل الله، شعر هاي زندان" خواهيم پرداخت.


علی سطوتی قلعه


از يك سو پوست دستگاه را مي كنديم و يا مي خواستيم بكنيم و از سوي ديگر تمام دستگاهيان را و آن هايي را كه با دستگاه لاس مي زدند به باد انتقاد مي گرفتيم. اين طور بود كه جلال آل احمد و اسلام كاظميه با نوشتن دو مقاله- كه اولي را ساعدي در انتقاد كتاب چاپ كرد و دومي را من در جهان نو- به فريدون هويدا(4)، روشنفكر سلطنتي و برادر نخست وزير هشدار مي دادند كه آدم نمي تواند در فرانسه قصه نويس متجدد باشد و دم از آزادي بزند، به فرانسه، ولي در ايران وردست يك دستگاه قلدر و كلاش كار بكند. اين قبيل كارها بسيار جزئي بود، حتا در شمار مخالفت هاي جدي نويسندگان مخالف با رژيم به حساب نمي آمد؛ لكن بعدها كه مهردادپهلبد، شوهر شمس پهلوي، داماد رضا شاه "كبير" ، كنگره ي شعر به راه انداخت،اين ما بوديم كه هم در داخل كانون نويسندگان ، كه تازه تشكيلش داده بوديم، و هم در خارج از آن، مردم ايران را قانع كرديم كه اين كنگره را كه به دست شهبانو افتتاح مي شد، بايكوت كنند، همانطور كه از همان روز اول تا به امروز اين كنگره بايكوت مانده، و جز گروهي كاسه ليس لوس و " پاي تاسر شكم"(5)، ديگران در جلسات اين كنگره شركت نكرده اند.(6) و دربرابر اين كنگره هاي فرمايشي تشريفاتي و لوس و بي مزه كه شهبانوي ايران ، تفقدا به شعراي محترم مي گفتند: " براي من شعر نبا بخوانيد!" و همه شعر درباره خاندان جليل! سلطنت مي خواندند، ما پرداختيم به تسكيل جلسات شعرخواني خودمان كه مهم ترين شان جلسه ي شعرخواني "خوشه" در باشگاه كارمندان شهرداري بود كه در آن سه هزار نفر از ساعت شش بعد از ظهر تا نصف شب،  روي چمن به زانو نشستند و يك هفته ي تمام به صداي بلند شعر متعهد ايران و صداي بيش از هشتاد نفر از شاعران تهران و شهرستان ها گوش دادند؛ چيزي كه ، هنوز هم كه هنوز است، شاه ايرا با آن همه بذل و بخشش! به اطرافيان خايه مالش از نوع سناتور رعدي آذرخشي(7) ، سناتور دكتر خانلري(8) ، دكتر صادق كيا(9) و دكتر ذبيح الله صفا(10) نتوانسته است يك هزارمش را تشكيل بدهد، و فقط توانسته است شاعران واقعي مملكت و شنوندگان و خوانندگان آن ها را بگيرد و حبس كند و شكنجه بدهد و شعرشان را هم حبس كند و سانسور كند و هزار زهرمار و غلط ديگر بكند و كتاب هايشان را بسوزاند و يا تبديل به خمير كند،  و تازه از سر رياكاري ، مملكت را به عنوان مملكت فرهنگ و نر به جهانيان معرفي كند.


 پانوشت ها:


4- فريدون هويدا نويسنده ي قرنطينه است به فرانسه. اين كتاب را فرزانه نامي به فارسي ترجمه كرده. گويا يكي دو قصه ي ديگر هم نوشته، و همه به فرانسه. مدير كل وزارت خارجه بود و حالا نماينده ي ايران است در سازمان ملل.


5- تعبيري از نيما


6- اول بيست نفر را دعوت كردند، بعد تخفيف دادند به دوازده نفر، بعد به هشت نفر و بعد يه شش نفر و بعد به چهار. اسم من در هر پنج مورد جزو ليست بود، و در نوبت آخر پهلبد براي ما چهار نفر احمد شاملو، نادر نادر پور، مهدي اخوان ثالث و من نامه ي خصوصي نوشته بود. و اين آن نامه است تا شما به وقاحت دستگاه پي ببريد. ما هيچ كدام نرفتيم.


آقاي رضا براهني


چنان كه آگاهي داريد عليا حضرت فرح پهلوي شهبانوي ايران ساعت ده صبح روز شنبه يازدهم آبان ماه 1347 نخستين كنگره ي شعر ايران را در تالار رودكي افتتاح مي فرمايند. تصديق مي فرمائيد كه اين اقدام كه نمودار عنايت خاص شاهنشاه آريامهر و عليا حضرت شهبانوي ارجمند ايران به شعر و ادب و شعرا و ادباي كشور است افتخار بسيار بزرگي ابراي اين طبقه مي باشد و نظيري براي آن در تاريخ ايران نمي توان يافت.


تاثير عميق اين عنايت در ارتقاي شعر و شاعر و جلب توجه همگان به اهميت شعر و ادب و خدمتي كه اين رشته از فرهنگ و هنر ايران مي تواند داشته باشد مانند گذشته در پرورش انديشه و تلطيف ذوق و احساس و ترويج زبان فارسي بنمايد بر جناب عالي پوشيده نيست.


هم چنين محققا توجه فرموده اند كه اين نگره نخستين مجمعي است كه اكثريت شاعران و سخن شناسان كشور براي سخنراني و گفت و گو درباره ي مسائل مربوط و ارائه ي آثار تازه در آن فراهم مي آيند.


با توجه به اهميت موضوع از ديدار جناب عالي در جلسه ي گشايش بسيار مسرور خواهم شد.


وزير فرهنگ و هنر. مهرداد پهلبد


امضا


مي بينيد كه به چه حيله هايي مي خواهند شعر و شاعر را از نظر سياسي اخته كنند.


7- رعدي آذرخشي، يكي از مخالفان پر و پا قرص همه نوع تجدد در شعر فارسي ، و كسي كه در همان كنگره سعي مي كرد از شعر بعد از مشروطيت تعبيري حكومتي بدهد و به نيما و شاعران جديد سخت تاخت كه بعد صاحب اين قلم در دو سه شماره خدمتش رسيد كه بعد حضرت سناتور متوسل شد به سازمان امنيت و ديگر نگذاشتند بقيه ي آن مقالات دربيايد.


8-  دكتر پرويز ناتل خانلري، بزرگترين بادنجان دور قاب چين فرهنگي دستگاه، معاون سابق وزارت كشور، وزير سابق آموزش و پرورش، رئيس بنياد فرهنگ ايران، عضو و اغلب رئيس فرهنگستان، شاعر سابق، و مدير مجله ي سخن، مجله اي كه با وجود بسته شدن هر هوع مجله، در همه شرايط ، مثل ستون تخت جمشد سرجاي خود ايستاده است!


9- صادق كيا، معاون وزارت فرهنگ و هنر، همه كاره ي كنگره ها، رئيس كل فرهنگستان زبان فارسي، و معتقد به اين كه بايد تمام كلمات غير فارسي را  به دور ريخت و به جايش از كلمات پهلوي و فارسي باستان استفاده كرد، و به اين زودي از طرف او و فرهنگستان زبان، كلماتي ساخته شده، به ملت و دولت بخش نامه شده است. اين شخص متولي كل انجمن هاي پايتخت هم هست.


10- ذبيح الله صفا، يكي از دشمنان سرسخت تجدد در شعر فارسي و كسي كه براي جشن 2500 ساله كتاب نوشت و در توجيه حقانيت و استمرار سلطنت. رئيس سابق دانشكده ي ادبيات دانشگاه تهران و حافظ هزاران ماده تاريخ.

۷ اسفند ۱۳۸۶
تماس